اوقات شرعی
  • چهارشنبه،07 مهر 1400
  • ورود
 
       
      • حکایت بخشش بودا
         حکایت بخشش بودا

        حکایت: بخشش مرد بودا

        مردی بودا را دشنام داد، هیچ نگفت و آن ده ترک نمود. مرد را گفتند که دانی چه کس را ناسزا گفتی؟ گفت: ندانم. گفتند که بودا بود، عارفی بزرگ است. پس مرد بر زندگی اش بیمناک گشت. در پی اش رفت و روزی دیگر او را یافت. بر پایش افتاد و بخشش طلبید. گفت: “تو که هستی و چه می خواهی؟ طلب عفو از چه روی است؟” گفت: “دیروز تو را دشنام دادم، حال نادم هستم و طلب بخشش دارم.”

        گفت: از امروز بگو، من از دیروز هیچ نمی دانم.

        تعداد بازدید :591
        نام:
        پست الکترونیک:
        شرح نظر:
        کد امنیتی: