اوقات شرعی
  • چهارشنبه،07 مهر 1400
  • ورود
 
       
      • شاعر ونویسنده خائن
          شاعر ونویسنده خائن

         خیانت بخاطر ثروت ومقام:

        روزی ابوریحان بیرونی به شاگردان درس می آموخت که ناگهان شخص خونریز و قاتلی پای به محل کلاس درس و بحث نهاد . شاگردان با خشم به او می نگریستند و در دل هزار دشنام به او می دادند که چرا مزاحم آموختن آنها شده است . آن مرد قاتل روی به حکیم نموده چند سئوال ساده نمود و رفت . فردای آن روز ، شاعری مدیحه سرای دربار ، پای به محل درس گذارده تا سئوالی از حکیم بپرسد شاگردان به احترامش برخواستند و او را مشایعت نموده تا به پای صندلی استاد برسد .
        که دیدند از استاد خبری نیست هر طرف را نظر کردند اثری از استاد نبود . یکی از شاگردان که از آغاز چشمش به استاد بود و او را دنبال می نمود در میانه کوچه جلوی استاد را گرفته و پرسید : چگونه است دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید ؟!
        ابوریحان گفت : یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند ، اما یک نویسنده و شاعر خود فروخته کشوری را به آتش می کشد.
        شاگرد متحیر به چشمان استاد می نگریست که ابوریحان بیرونی از او دور شد . 

         نتیجه اخلاقی: انسان نباید به خاطر ثروت ومقام به کشورومردم خود خیانت کند .

        تعداد بازدید :1098
        نام:
        پست الکترونیک:
        شرح نظر:
        کد امنیتی: