اوقات شرعی
  • پنج شنبه،29 مهر 1400
  • ورود
 
       
      • طبقه بندی آموزش شهروندی

      • آسیب شناسی رفتاری کودکان ونوجوانان وراههای پیشگیری از آن
        تعداد بازدید :17012

        آسیب شناسی رفتاری کودکان ونوجوانان وراههای پیشگیری از آن

        آسیب شناسی رفتاری کودکان ونوجوانان وراههای پیشگیری از آنبررسی آسیبهای رفتاری در کودکان و نوجوانان وراههای پیشگیری و درمان آنها: بررسی آسیبهای رفتاری در کودکان و نوجوانان وراههای پیشگیری و درمان آنها فصل اول در بررسی «آسیبهای رفتاری در کودکان و نوجوانان» باید عوامل متعددی را مورد مطالعه قرار ...

        بررسی آسیبهای رفتاری در کودکان و نوجوانان وراههای پیشگیری و درمان آنها:

        بررسی آسیبهای رفتاری در کودکان و نوجوانان وراههای پیشگیری و درمان آنها

        فصل اول

         

        در بررسی «آسیبهای رفتاری در کودکان و نوجوانان» باید عوامل متعددی را مورد مطالعه قرار داد و تاثیر هریک از عوامل را بر فرآیند رفتاری و فرا گردهای آن بررسی نمود، لذا در این مقاله ما چند عامل مهم و نقش آفرین را در آسیبهای رفتاری کودکان و نوجوانان طرح و بصورت اجمالی مورد بررسی قرار میدهیم ،

        · عامل محیط:

        الف) نظر کلی درباره محیط

        خود محیط عبارتست از مجموعه ی عواملی که چیزی را احاطه نمایند، بنابر این محیط انسان مرکب از چیزهائی است که افراد را فرا گرفته و آنان را احاط کرده است.

        یک فرد وقتی از نیستی هستی می یابد از همان لحظه ی اولیه تا دم مرگ در محیطهای گوناگون و اجتماعات متعدد و متفرق به زندگی خود ادامه می دهد و بدون اینکه خودش آگاه باشد از آنها متاثر می شود.

        اهمیت محیط و اثرات آن در تربیت انسانها و اخلاق و رفتار وی و دیگر موجودات عالم مانند نباتات و حیوانات بی اندازه مهم و تعیین کننده است . خصوصیات اخلاقی و رفتاری هر انسان تا حد زیادی تابع محیطی است که در آن زندگی میکند. اینست که باید گفت: محیط پس از تولد ، هرگز برای دوکودک یکسان نیست. و بعضی از اختلافاتی که در هوش و در صفات شخصیت دیده می شود ، معلول تاثیر محیط اجتماعی است .

        معمولا هر کودک بر حسب نفوذ محیط اجتماعی خود نسبت به خوبی و بدی هر چیزی می اندیشد و بر این اساس در باره ی امور زندگی تصمیم اتخاذ میکند. کودک تصور میکند این تشخیص و تصمیم اراده ی خود اوست و حال آنکه عامل مؤثر محیط اجتماعی اوست. اگر در محیط منظمی زندگی کند منظم میشود و منظم فکر میکند، و گرنه دچار آسیبهای رفتاری متاثر از محیط خود خواهد شد.

        خلاصه مطلب اینکه: طبیعت کودک در ابتدا نه خوب است و نه بد. اگر محیط اجتماعی آن خوب و راهنمائی صحیح داشته باشد ، سعیدو برومندو نیک کردار و الا شقی و مخرب و نابکار خواهد بود.

        ب) جهان اول کودک

        کودک از زمانیکه پا به عرصه حیات می گذارد تا هنگامیکه قدم به محیط مدرسه می نهد در جهان مخصوصی بنام خانواده زیست میکند، پس صرف نظر از رحم مادر ، محیط خانواده نخستین جهان کودک محسوب میشود، آسیب پذیریها و عوامل مهمی که کودک را در این جهان تحت تاثیر قرار میدهند و هرکدام به نوبه خود بر لوح سفید روح و ضمیر کودک با رنگ خاصی نقش و اثری می گذارند عبارتند از:

        والدین کودک و خصوصیات جسمی و روحی آنان ، طرز مراقبت و حد محبتی که ایشان در حق کودک قائل هستند، چگونگی روابط آنها و تفاوت ها و توافقهای اخلاقی که با یکدیگر دارند، موقعیت محل که خانه در آن واقع است، پایه اقتصاد خانواده و شغل پدر که عامل گرداننده ی چرخ زندگی خانواده است، کـار و گرفتاریهای مـادر و تــاثیری که مطلوب یا نامطلوب بودن و راحت و یا طاقت فرسا بودن این کار در روحیه مادر میگذارد، معاشرت اعضای خانواده و کیفیت تفریح و تفرج آنان و بعلاوه سطح دانش و معلومات ایشان و خصوصیات ظاهری و بهداشتی خانه و بسیار خصوصیات دیگر از جمله عوامل سازنده این جهان هستند.

        شرائط زندگی و طرز تربیت خانگی در تربیت کودک در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. «از آنجا که دماغ صاف و بی آلایش کودک و قلب پاک و بی لک او هر چیز را که پیش آن بگذارند فوری جذب و هضم میکند و خود را با آن تقویت می نماید ، پس هر چیز و هر فکر و هر حرکت و هر رفتاری در قوای دماغی و روحی کودک یک اثری را جایگیر خواهد کرد» و این اثرات روی هم جمع شده اخلاق و عادات و صفات او را تشکیل خواهند داد.

        «اندرسن» میگوید: هشتاد درصد جنایتکاران در خانه ای بسر برده اند که از آن عشق و محبت و صفا رخت بر بسته بود.

        طبق تحقیقاتی که بعمل آمده تقریبا کلیه انحرافات و سوء رفتارها در اثر محیط خانه و رابطه بچه ها با آن محیط است ، در مطالعه وضع کودکان غیر عادی اینطور معلوم شده که تقریبا در کلیه موارد این کودکان در خانه ناباب و محیط نا مناسب بزرگ شده اند.

        راههای پیشگیری آسیبهای محیطی

        اگر پدر و مادر جلب اعتماد اولاد را کرده باشند، رفتار کودک خیلی زود به پایه رفتار آنها میرسد. کلماتی که بکار میبرد همان الفاظی خواهد بود که والدینش استعمال میکنند ، رشد فکریش مبتنی بر حرفهائی خواهد بود که از پدر و مادر خود شنیده و اصول اخلاقی او مطابق با والدینش خواهد بود، یعنی اجتماع کوچک و گرم و صمیمی خانواده، محیط بزرگ کودک را تحت الشعاع اعتماد و اطمینان خود ساخته و کودک را متاثر از خود خواهد کرد.

        معمولا قوای کودک در خانه ای پرورش میابد که در محیط آن محبت و اعتماد و اطمینان حکمفرما باشد و والدین برای تامین رفاه آن صمیمانه کار کنند. کودک باید احساس کند که در خانه ایست که درست مقصودش را در میابند و نسبت به او همدردی و دلسوزی دارند. وی باید خانه را خوشترین جای دنیا بداند، بچه ای که در خانه احساس راحتی و خوشی کند و اعضای خانه را دوست بدارد و نسبت به آنها ابراز احترام کند مسلما عضو مفید جامعه خواهد شد.

        آسیبهای رفتاری در کودکان ناشی از تاثیر رابطه والدین با هم

        رابطه زن و شوهری والدین تاثیرات مستقیم در تربیت و جلو گیری از بروز آسیب رفتاری در کودکان دارد، اگر این روابط بطور دوستانه انجام نگرفته و پیوسته اختلافاتی بین خود ایجاد نمایند به روحیه کودکانشان صدمه زده و آنها را پریشان و نگران می سازند. بنابر این باید والدین سعی کنند که در نزد فرزندان بر سر هر موضوعی مجادله نکنند چون کودکان رفتار آنها را کم و بیش تقلید نموده و به این عمل ناپسند خود خو میگیرند ،

        محیط آرام بخش خانه در سلامت روحی کودکان و کشاندن آنها به محیطهای آموزشی نقش مهمی دارد.

        پ) جهان دوم کودک

        روزی که پدر یا مادر دست کودک خود را می گیرد و او را به مدرسه میبرد نظم جهان اول (خانواده) دیگرگون میشود. و مدرسه نظم این جهان را بر هم میزند و یا به عبارت دیگر: به آن نظم تازه ای میدهد، پس مدرسه جهان دوم کودک محسوب میشود.

        آسیب پذیریهای رفتاری کودک در این جهان دوم از آنجا ناشی میشود که شرایط جدید به او چیزهای تازه ای میدهد اما چیزهای مانوس و آشنا را نیز از او میگیرد. و نخستین چیزی را که از او میگیرد و محروم می سازد فرصت بازی ، آزادی بازی و نوع بازی از هنگام بیدار شدن تا زمان خواب است . مدرسه با برنامه های کلاسی خود نظم جدیدی را بر کودک تحمیل میکند،

        انضباط مدرسه او را از آزادیهای بازی محروم میکند، انضباطی که برای یک کودک سنگین و دشوار و گاهی نیز بی رحمانه است ، از مشکلات دیگر مدرسه این است که کودک باید خواندن و نوشتن بیاموزد و با همکلاسان خود سازش نماید و از لوازم تحریر خود نگهداری کند.

         

        راه پیشگیری از آسیبهای رفتاری کودک که از مدرسه ناشی می شود.

        «پیشگیری از طریق آماده گری کودک توسط محیط کودکستان»

        هر اندازه که در فن تعلیم و تربیت پیشرفت حاصل شده و معلومات و دانستنی هایی که از لحاظ رشد و نمو کودکان و یاد گیری آنها بدست آمده کودکستان و نقش عمده آن به عنوان سرآغاز مفید و صرف نظر نکردنی در دوران تحصیلات و تعلیمات آموزشگاهی و زندگی اجتماعی اهمیت حیاتی بیشتری کسب کرده است.

        کودکان نسبت به آنچه در محیط زندگی خود می بینند دقیق و هوشیارند و تا اندازه ای ناچارند محیط زندگی خود را کاملا بشناسند. مربی کودکستان با استفاده از این حس کنجکاوی به کودکان اجازه مشاهده کشف سئوال و آزمایش میدهد. و همچنین به ایشان کمک میکند تا به سئوالاتیکه از آنها می شود جواب پیدا کنند. بنابر این در کودکستان فرصتهائی برای پرورش علاقه ها و درک مطالب علمی فراهم و مقدمات بکاربردن روش علمی در مسائل زندگی پی ریزی می گردد.

        تجارب و مدارک نشان میدهد آن دسته از بچه ها که تجارب مفید کودکستانی داشته اند در محیط آموزشگاه بیشتر از کودکانیکه از همان مزایا بی بهره بوده اند موفقیت یافته اند.

        ایجاد جو اعتماد بین معلم و دانش آموز

        همانگونه که برای داشتن کودک سالم و فاقد عقده روانی و رفتاری لازم است محیط منزل را سالم ساخت و پدر و مادر را درس پدری و مادری آموخت ، ضروریست آموزگاران محترم را نیز به نحوی تعلیم داد که از روانشناسی کودک تا حد نیاز آگاهی داشته باشند و بدانند برای علاقمند ساختن کودک به دبستان نخست باید محیط امن و آرام برای آنان فراهم کرد و آنان را مطمئن کرد که آزار و اذیت و مخالفت یا لجاجت در کار نیست بلکه لطف و علاقه و مهر بیشتر از محیط منزل است.

        درس معلم ار بود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

         

        · عامل اندیشه:

        عامل اندیشه در نوجوانان همزمان با رشد کودک در این دوران آسیبهای رفتاری پر خطری را برای او به وجود می آورد، عدم درک صحیح والدین و مربیان، در تقویت آسیب مؤثرتر واقع میشود ، و گاها به جای گرفتن دست نوجوان و هدایت اندیشه های وی در مسیرهای واقع بینانه ، کار به گرفتن پا و زدن نوجوان بر زمین بایکوت و سلب اعتماد وی از خویشتن می انجامد. این قسمت از بحث که متاسفانه در کشورهای توسعه نیافته و یا کشورهای در حال توسعه پرداخت کمتری روی آن شده است مهمترین نقطه آسیب پذیری نوجوانان در سپهر رفتاری است . چرا که رفتارها در واقع انعکاس و تبلور اندیشه هاست. مربیان و والدین اگر از شکل دادن اندیشه های کودکان خود غافل یا عاجز باشند ، دیگران این کار را خواهند کرد و امروزه حسب شرایط و اوضا ع فرهنگی و سیاسی دنیا و منطقه و واقعیتهائی همچون تهاجم فرهنگی، معلوم است که چه گرفتاریها و آسیبهائی اندیشه و نهایتا رفتار کودکان ما را تهدید می کند.

        آنچه که باید امروزه مربیان و والدین به آن توجه بسیار داشته باشند این سخن از مولای متقیان علی (ع) است که میفرمایند:

        «فرزندان خود را مانند خود تربیت نکنید زیرا آنها برای زمانی غیر از زمان شما هستند»

        روانشناسان اجتماعی نیز در این باره عقل و اندیشه را به دو فاز قدیم و عقل جدید تقسیم نموده اند و معتقدند عقل قدیم عقل «مفسر» بود، و لذا نقد به معنای قدیم آن، نقد تفسیری به شمار می آمد. در واقع مهمترین نقش عقل عبارت بود از فهم و تفسیر موضوعاتی که در پیش روی او نهاده می شد از همین روست که نقد و پرسش در جهان قدیم عمدتا برای فهمیدن و تفسیر کردن بود. این روانشناسان اجتماعی در بررسی عقل جدید آن را از نوع «متصرف» ذکر کرده و میگویند: در عقل و اندیشه جدید نقد به معنای عمدتا بنیادین و « متصرفانه» به شمار می آید. در تلقی جدید، احسن بودن نظام عالم (خواه در قلمرو طبیعت و خواه در قلمرو اجتماع) فرضی نادرست یا دست کم بدون دلیل انگاشته می شود، بنابر این مهم ترین نقش عقل در جهان جدید، «تغییر دادن» و «تصرف کردن» است ، نهایتا روانشناسان اجتماعی اندیشه نوجوانان و جوانان را « خرد خود بنیاد نقاد» معرفی میکنند که با جامعه سنتی اعم از ایده ها و ساختارهای اجتماعی آن در تعارض است، عدم درک این واقعیت و برخوردهای ناصحیح با آن مشکلات مضاعفی را به وجود می آورد همچنانکه رها کردن و بی تفاوتی محض با آن نیز منجر به آسیبهای رفتاری در این طیف وسیع جامعه میشود، لذا لازم است در بازسازی عقاید دینی و منشهای اجتماعی از بعد عقلانی و به رسمیت شناختن اصول اجتماعی و به ویژه فرهنگی آنان را جهت دهی نمود، در نگاههایشان به مسائل اجتماعی زوایای دیگری را نیز به آنها نشان داد ، آنان را از خطرهائی که مقتضای سنی شان است آگاه ساخت، و روشهای واقع بینی را به آنان آموخت.

         

        · آسیب های رفتاری ناشی از نامشخص بودن ارزشهای اجتماعی

        ارزش قضاوتی است اساسی ، اخلاقی و عملی در مورد اینکه چه چیزهائی دارای اهمیت می باشند ، ارزشها نظام های اعتقادی خاص انسانها هستند، ارزشها هستند که به نوجوان می گویند چه چیزی در فرایند رفتاری او درست و چه چیزی غلط است ، نوعی داوری است درباره آنچه زندگی را در نظر او ارجدار می کند، گنگ بودن ارزشهای اجتماعی خاصه غلط بودن آن، جایگزینی یک فرایند رفتاری ضد ارزشی را با تصور ارزشی بودن آن رفتار میسر خواهد نمود ،

        راه مقابله با این معضل تبیین اصول انسانی و مکتبی به نوجوانان با متدهای جدید علمی و عقلانی است، نو جوان باید معیار «عقلانیت» و «انسانیت» را درک کرده و رفتار خود را با این مقولات تطبیق دهد. همچنین همزمان با رشد سنی شناخت و علاقه ی وی به فرهنگ خود بیشتر گردد، و البته برنامه ریزی آن بیشتر به عهده طراحان کتب و دروس درسی است.

         

        · محرومیتهای نسبی و نا کامیها نیز بر رفتار کودکان و نوجوانان آسیب میرساند

        نا کامیها و عدم وفق مراد بودن برخی امورات همیشه پرخاشگری و حتی عصیان را به دنبال دارد. نوجوانان که تجربه ای از زندگی ندارند در برابر ناکامیها زودتر و با شدت بیشتر به پرخاشگری مبادرت می ورزند، اگر مربیان و مشاورین مدارس حساسیت لازم را در این امور داشته باشند باید با این معضل به مقابله برخیزند چرا که حالت فوق گریبانگیر اکثر نوجوانان بوده یا خواهد بود، در مقابله با این آسیب رفتاری لازم است به نوجوانان تفهیم نمود که: تفاوت موفقیت و شکست ، در اتفاقاتی که می افتد نیست، بلکه تفسیر شما از این اتفاقات و عکس العمل تان در برابر حوادث است که این اتفاق را ایجاد می کند. آنگاه کودک و یا نوجوان را تفهیم کنند که با عشق و ایمان که هر دو به منزله سوخت یا نیروی محرکه ای هستند که ماشین وجود را به سوی هدف و ترقی حرکت می دهند کار خود را از نو شروع کند اما بداند که حرکت اولیه کافی نیست و برای رسیدن به مقصود باید برنامه هدفمند و مسیر مشخص داشته باشند. با این توصیف نوجوان بپذیرد که در مسیر زندگی شکستها زمینه و تجربه ی پیروزی هستند، در این صورت نه تنها آسیب رفتاری ایــن نوجوان را درمان کرده ایم بلکه وی را برای رسیدن به دیگر اهداف متعالی زندگی نیز رهنمون ساخته ایم. ادامه دارد برای مشاهده مقاله بصورت کامل کلیک کنید

         

         

         

        · گرایش به تعلقات فردی و دوری از تعلقات اجتماعی

        تعلقات فردی یکی دیگر از آسیبهای رفتاری در نوجوانان محسوب میشود هرچند که این آسیب منحصر به تقویم سنی نوجوانان نمی باشد اما از آنجائیکه آغاز این گرایش از دوران تکوین نوجوانی شروع میشود لذا به طرح فراگرد فوق میپردازیم.

        افزایش تنوع اجتماعی موجب افزایش تعلق فردی شده و در این شرایط فردیت افراد بیشتر می شود ، احساس مشارکت جوئی در این شرایط کاملا کاهش می یابد و فقط در شرایط بحرانها و نیازهای شدید مقطعی ظهور پیدا میکند، یعنی نیاز اساسی انسان به تعلق اجتماعی برای ایجاد یک زندگی عاطفی دلپذیر و یک سپهر روانی معقول و مناسب برای شکوفائی و رشد جامعه با گرایش به تعلق فردی مورد آسیب جدی قرار میگیرد. این سپهر روانی نوین در جامعه های امروزی در حال تکوین است و منش و رفتار نوجوانان را از بنیاد دگرگون میکند. در واقع به همان نسبتی که ساختارهای عمیق جامعه تغییر می کند، افراد دگرگون می شوند و نوجوانان هم با خصایص جدید و نو پا به عرصه جامعه میگذارند، یعنی رفتار هر فرد تابعی است از منش اجتماعی و با تغییر یافتن منش اجتماعی ـ که در بر گیرنده تمامی صفاتی است که بطور وسیعی عمومیت داشته و بخشی از ساختار شخصیتی مشترک عموم را تشکیل میدهد ـ رفتار های جدید بین افراد جامعه توزیع میشود. اما آنچه که باید بر آن تاکید نمود اینست که هر جامعه شایسته ای باید احساس تعلق اجتماعی را در افراد و نوجوانهای خود به وجود آورد. جامعه ی محلی ، تنهائی را درمان میکند ، به افراد احساس تعلق خاطر که لازمه ی زندگیست می بخشد اما امروزه نهادهائی که جامعه ی محلی بر آنها متکی است در تمام جوامع به ویژه جوامع پیشرفته ی تکنولوژیک در حال فروریختگی است و نتیجه آن طاعون رو به گسترش تنهائی است. از همین روست که امروزه اغلب نوجوانان و جوانان به چیزی مهمتر از خودشان احساس تعلق نمی کنند.

        با انبوه زدائی جامعه و با تاکید بر تفاوتها و نه شباهتها، فردیت نوجوانان بیشتر می شود، و هر چند که این باعث می گردد تا هر یک از نو جوانان تواناییهای بالقوه خود را کشف کنند، ولی با این کار برقراری تماس و رابطه بین آنان و دیگر افراد جامعه مشکل تر می شود، زیرا هر قدر فردیت بیشتر رشد کند، به همان نسبت یافتن افراد مشترک که دقیقا علائق و ارزشها و برنامه ها یا سلیقه هایی متناسب با شخص داشته باشد مشکل تر می شود و آنگاه رنج انزوا و تنهائی گسترش می یابد.

        چگونه میتوان نوجوانان را از تعلقات فردی به تعلقات اجتماعی سوق داد؟

        الف) مدد کاری گروهی:

        مربیان و معلمین باید وظایف مددکاری گروهی را بعهده بگیرند و به دانش آموزان یک کلاس بعنوان یک گروه نظاره گر باشند، در این صورت تمرکز کار خود را، تنها ، بر فرد نمی گذارند، و عطف توجه و تاکید کار و فعالیت مددکاری را بر پیشرفت، رشد فکری ، رشد عاطفی، رشد روانی، تکامل، و تعلیم و تربیت اعضای گروه ـ به معنای وسیع کلمه ـ و نیز بر سازگاری اجتماعی، همکاری، معاضدت، همفکری و هم اندیشی آنها با یکدیگر به منظور حصول به هدفهای سازنده ی فردی و اجتماعی قرار می دهند.

        ب) تفریحات دسته جمعی

        با ایجاد زمینه مساعد برای تفریحات دسته جمعی و سالم همانند اردو های تفریحی و تربیتی تابستانی برای کودکان، و نوجوانان و حتی خانواده ها ویا زمینها و میادین مناسب برای ورزشهای دسته جمعی و تیمی میتوان مبارزه ای مداوم و پیگیری را برای تامین نیازهای مادی و روانی کودکان و نوجوانان انجام داد و آنان را از گوشه گیری و انزوا نجات داد.

        پ) پایه گذاری فعالیتهای گروهی

        با ایجاد و یا تقویت مراکز و یا نهادهائی مانند : انجمنهای مخصوص نوجوانان، سازمانهای پیش آهنگی ، عضویت دادن دانش آموزان در مراکز بسیج دانش آموزی، ویا سازمان جوانان هلال احمر و ... و شرکت دادن آنان در فعالیتهای گروههای کوچک ، انتخاب طریقه و نحوه ی زندگی دموکراسی توسعه یافتن مسئولیتهای اجتماعی ،که در واقع همه این فعالیتها حرکتی است زیر بنائی برای پذیرش عضویت در جامعه های وسیعتر و کوششهای عمیق تر در سطح جهانی برای آینده ی کودکان امروز.

         

        · اعتیاد به الکل

        یکی دیگر از آسیبهای رفتاری نوجوانان اعتیاد است که حسب تحقیقات بعمل آمده اغلب اعتیاد نوجوانان ریشه در اعتیاد والدین و یا سرپرستان دیگر دارد.

        اعتیاد به الکل در بین اطفال نادر است ولی نوجوانان به ویژه جوانان گاهی برای فرار از تالمات و تاثرات روحی، تفریح و خوشگذرانی، تقلید از بزرگترها و فیلمها و تظاهر به تمدن، مشروبات الکلی را مصرف و با تکرار عمل معتاد میشوند.

        بعضی از جوانان از روی کنجکاوی و برای آزمایش طعم و اثرات مشروبات الکلی به طرف اعتیاد الکل سوق داده می شوند.

        اطفال و جوانانی که در محیط خانوادگی و یا در میهمانی ها، ناظر مشروب خوری پدر و یا مادر خـود می شوند وخـامت اثرات آن را درک نکرده بــه صرف مشروبات الکلی روی می آورند.

        متال: (از کتاب اطفال و جوانان بزهکار تالیف تاج زمان دانش صفحه 58 )

        .... 17 سال دارم اهل اردکان هستم تا کلاس دوم راهنمائی درس خواندم، 10 سال داشتم که مادرم فوت کرد. پدرم گروهبان بازنشسته ارتش است و معتاد به الکل می باشد. 14 سال داشتم که به رفتار پدرم سخت اعتراض کردم، او با زبان خوش مقداری عرق به من داد گفت با هم خوش باشیم و غم دنیا را فراموش کنیم . ابتدا با پدرم مشروب خوری می کردم بعدا دوستانم را نیز دعوت می کردم . پدرم از ما پذیرائی می کرد . در عالم مستی ، در فساد غـوطه ور شدیم ترک تحصیل کردم. در محفل همین دوستان اول به تریاک بعد به هروئین معتاد شدم. برای تهیه ی پول و تامین مخارج زندگی و خوشگذرانی ها ، شروع به سرقت کردم. از داخل اتومبیلها لوازم و ضبط صوت و رادیو می دزدیدم. تا اینکه دستگیر شدم. در زندان با سارقین حرفه ای آشنا شدم و پس از آزادی از زندان با باند سارقین مذکور سرقت می کردم که دوباره دستگیر شدم...

        این داستان تکان دهنده تجربیات زیادی را در خود دارد از جمله :

        الف) مربیان و مسئولین مربوطه در صورتی که پدر کودکی معتاد باشد به هشدار پدر، و نصیحت فرزند اقدام نمایند.

        ب) خانواده هارا توجیه کنند تا حداقل در پیش اطفال خود مراعات مسائل اخلاقی را داشته باشند. و از شرکت در میهمانیها و پارتیهائی که در محیط آرام با موسیقی و رقص آغاز و پس از آن مشروب خوری و مستی با حوادث گوناگون از جمله ضرب و جرح، اعمال ضد عفت و اخلاق عمومی و غیره خاتمه می یابد شرکت نکنند و یا حداقل اطفال خود را همراه خود نسازند.

        پ) دوستان اطفال خود را بشناسند و مانع رفتن آنان به منازل افرادی که حسن شهرت ندارند بشوند.

        ت) آموزشهای لازم را به اطفال و نوجوانان خود در مواجهه با پدیده های مشکوک بدهند.

         

        · اعتیاد به مواد مخدر:

        اعتیاد به مواد مخدر قطعا مهمترین و یا بدترین نوع از آسیبهای رفتاری است که گاها اطفال و نوجوانان نیز به این مشکل لاینحل دچار می شوند. اما باید دانست که یک عامل به تنهائی موجب اعتیاد به مواد مخدر نمی شود بلکه عوامل متعدد، زمینه را برای معتاد شدن مهیا می سازد. در بررسی علل اعتیاد اطفال و جوانان به مواد «مخدر» و «روانگردان»، بایستی علل ذاتی فردی (جسمی و روانی) و علل اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

        الف ) علل جسمی

        در بررسی علل جسمی اثرات ارث ، ژن ها، نژاد، جنسیت و سن مورد بحث است.

        - اثر ارث و ژن ها: اعتیاد والدین اثر ارثی مستقیم در اولاد دارد. سمی که در نتیجه ی مواد مخدر در بدن پدر یا مادر ایجاد شده به جنین منتقل و سبب ضعف قوای جسمی و روانی مخصوصا عقب ماندگی ذهنی کودک می گردد. کودکان مادران معتاد به مواد مخدر قبل از تولد، معتاد به همان ماده ای هستند که مادر به آن اعتیاد دارد.

        - نژاد: گرایش به اعتیاد در نژادهای مختلف متفاوت است ، مثلا زرد پوستان و سفید پوستان بیش از سیاه پوستان معتاد می شوند.

        - جنسیت: طبق آمارهای موجود دختران کمتر از پسران معتاد می شوند

        - سن: در هر گروه سنی احتمال اعتیاد وجود دارد. در خانواده هایی که پدر یا مادر و یا هر دو معتاد هستند. اطفال در سنین کم به همان ماده ای که والدین معتادند اعتیاد پیدا می کنند و سپس در ادوار مختلف سن، نوع اعتیاد را تغییر می دهند.

        اطفال و جوانان معمولا با کشیدن سیگار ، اعتیاد را آغاز و بعد به مرور زمان مواد مخدر و یا داروهای روانگردانی را که در دسترس دارند مصرف میکنند .

        - وضع جسمی : مصرف داروهای مسکن برای درمان بعضی از بیماریها و تسکین دردهای جسمی و رفع خستگی ، اطفال و جوانـان را در معـرض خطر اعتیـاد قرار می دهد. اشتغال به کارهای خسته کننده و شاق ، مانع رشد طبیعی اطفال و جوانان گردیده و خستگی جسمی ناشی از آن، اطفال و جوانان را به اعتیاد می کشاند.

        ب) علل روانی

        ابتلا به بیماریها و اختلالات روانی و اختلالات منش عدم تکوین شخصیت مخصوصا ضعف اراده و شخصیت تلقین پذیر، از عوامل مهم اعتیاد اطفال و جوانان محسوب می شود. گروهی از جوانان اعتیاد را وسیله نجات خود از مشکلات دانسته و برای رهائی و فرار از ناراحتی های روانی و فکری ، عدم اعتماد به خویشتن و جستجوی پنــاه امــن ، به مواد مخدر پناه می برند و پس از استعمال مواد مخدر برای مدت زمانی کوتاه ، احساس انبساط خاطر و آرامش می کنند.

        ـ بعضی از اطفال در نتیجه احساس گناه و تقصیر ، از خود بیــزار شده و به اعتیــاد رو می آورند.

        ـ عده ای نیز در جستجوی استقلال و آزادی، لذت و خوشی، کاهش امیال ارضاء نشده جنسی معتاد می شوند.

        ـ کنجکاوی و ارزیابی قدرت جسمی نیز از عوامل اعتیاد بشمار میرود.

        ج) علل اجتماعی:

        وضع محیط خانوادگی از جمله نفاق، ناسازگاری والدین، از هم پاشیدگی محیط خانواده (طلاق ـ فوت) عدم سرپرستی و مراقبت والدین و بی اعتنائی آنان نسبت به تربیت فرزندان خویش، محرومیت از عواطف و کمبودمحبت از عوامل بسیار مهم در اعتیاد اطفال و جوانان بشمار می رود. غالبا اینگونه اطفال و جوانان احساس تنهائی و عدم کفایت کرده، با تفکرات واهی اعتیاد را می پذیرند.

        - زیاده روی در محبت، عدم آمریت پدر، آزادی بیش از حد اطفال و جوانان، عدم مراقبت و هدایت آنان در اوقات فراغت و بیکاری از عوامل مهم در اعتیاد است.

        - مهیا نبودن اماکن و وسایل تفریحات سالم و ورزش برای پر کردن اوقات فراغت، اطفال و جوانان را به طرف اعتیاد سوق می دهد.

        - اکثر اطفال و جوانان به علت عدم آگاهی از مضرات و عواقب وخیم اعتیاد، با تقلید از فیلمهای تلویزیونی و سینمائی، پیروی از مد، برای تفریح و خوشگذرانی و هم آهنگ شدن با سایر رفقا و افراد گروه و ابراز دوستی و صمیمیت خویش، مواد مخدر را مصرف و به تدریج معتاد می شوند.

        - فقدان آموزش و بی بندو باری و فساد اخلاق در جامعه، سستی مبانی مذهبی اطفال و جوانان را به طرف اعتیاد سوق می دهد.

        - مطبوعات و نشریات با درج تفاصیل اغراق آمیز انواع مواد مخدر، حس کنجکاوی در اطفال و جوانان را برای آزمایش مواد مخدر و یا کسب درآمد بر می انگیزند.

        - دسترسی به داروهای مخدر بدون تجویز پزشک، ابتداء اعتیاد به داروهای مسکن و سپس اعتیاد به مواد مخدر را امکان پذیر می نماید.

        د) علل اقتصادی :

        اعتیاد اطفال و جوانان در تمام قشرها و طبقات اجتماعی وجود دارد. اطفال ثروتمندان به علت داشتن امکانات و پول در جستجوی لذت و خوشگذرانی در محافل دوستان بیشتر در معرض اعتیاد قرار می گیرند.

        قاچاقچیان برای توزیع مواد مخدر، اطفال و جوانان بیکار و فقیر و تهی دست را معتاد نموده و برای کسب درآمد و تهیه ی مواد مصرفی خود، آنان را به توزیع مواد مخدر وامی دارند.

        هـ) محیط جغرافیائی :

        موقعیت جغرافیائی که کنترل و مراقبت از سرحدات را مشکل می نماید امکان دسترسی به مواد مخدر را سهل و آسان می کند. سهل انگاری دول نیز مزید بر علت می گردد.

        ز) محیط سیاسی :

        دول سلطه گر نیز برای به زانو درآوردن ملتها و غارت منابع ملی آنان، با فراهم نمودن امکانات و توزیع مواد مخدر، اطفال و جوانان را به پرتگاه مرگ اعتیاد می کشانند.

        چه بــایـــد کــرد؟

        بدیهی است که فعالیت و طرز کار نیروهای انتظامی و مامورین مبارزه با مواد مخدر و دادگاه های صلاحیتدار در مبارزه با مواد مخدر فوق العاده مؤثر است. از آن گذشته هریک از دلایلی که در مبتلا شدن به اعتیاد مطرح شد راه درمانش نیز کاملا واضح و نیازی به شرح و توضیح ندارد و کافیست شرایط فوق از جامعه یا افراد سلب شود، مربیان، والدین، مسئولین مملکتی، نهادهای مدنی و اجتماعی فرهنگی هر یک باید به نوبه خود ایفای نقش نمایند و جامعه را از مبتلاشدن به این بیماری خطرناک نجات دهند.

         

        · آثار روان شناختی طلاق در رفتار کودکان و نوجوانان

        محققین زیادی در این باره تحقیق نموده اند ازجمله رایزن(1939)، ماکسول(1961)، لسینگ(1970)، کولیر(1973)، سانتروک(1973)، اماکی(1974)، شاین(1978) و مافیت(1981) .

        «رایزن» در پژوهشی دیرینه دریافت که فقدان یکی از والدین یا هردو آنها در دوران مدرسه در زمینه های زیر اثر منفی بجا می گذارد:

        1ـ بهره هوش، IQ

        2ـ بدست آوردن رتبه ای فراتر از سن خود.

        3ـ همکاری

        4ـ شکست درسی

        5ـ امتیازات آموزشگاهی

        6ـ مراجعه برای مشاوره

        7ـ گزیده شده برای شورای دانش آموزی

        8ـ نواقص بدنی

        «کخ» به این نتیجه دست یافت که کودکان پیش دبستانی از خانواده هایی که در آنها طلاق رخ داده است، نسبت به کودکان عادی، نمرات بالائی در آزمونهای مربوط به اضطراب بدست آورده اند.

        «چایمن» به این نتیجه دست یافت که پسران محروم از پدر در مهارت های کلامی از پسران واجد پدر نمرات کمتری بدست آوردند، اما در نمرات ریاضی، کاهش معنی داری از گروه اخیر نداشتند.

        تا به امروز در علت شناسی رفتار بزهکارانه، به خصوص در پسران، غیبت پدر همواره مورد نظر قرار گرفته است. در تحقیقات اولیه، «خانواده ی گسیخته» یک متغیر عمده به حساب آمده، ولی تمایزی میان انواع گسیختگی در خانواده ها، توجه به جنس سرپرست مفقود خانواده، سن کودک در هنگام گسیختگی خانواده، تعداد خواهران و برادران او، شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده، جنس و نژاد خود کودک صورت نپذیرفته است، همچنین در تحقیقات اولیه «رفتار بزهکارانه» در کودکان و نوجوانان مورد توجه قرار گرفته ولی به جدیت، ماهیت و فور رفتار بزهکارانه یا نوع شخصیت کودک بزهکار عنایتی نشده است.

        «تاکمن» بر این عقیده است که جدائی و طلاق با بزهکاری همبستگی دارد وی بر این عقیده است که کودکان بازمانده از طلاق ، غالبا رفتاری پرخاشگرانه و ضد اجتماعی نشان می دهند.

        «راسل» اظهار کرده است که شب ادراری، خشم افراطی و عدم اطاعت و حرف شنوی بیشتر در کودکان بازمانده از جدایی و طلاق دیده می شود.

        «آنتونی» و همکارانش پیش بینی کرده اند که هرگاه جدایی پدر و مادر در اوایل کودکی رخ دهد، احتمال بزهکار شدن پسر بسیار بالاست، «نیومن» و همکارش از این فرضیه ها جانبداری کرده اند که سالهای اولیه یعنی از تولد تا 6 سالگی مهمترین دوران شکل گیری شخصیت اوست.

        «موناهان» می نویسد که بیشتر خانواده های گسیخته قبل از 7 سالگی کودکان این تجربه تلخ را می چشند، ولی بزهکاریها بین سنین 10 و 17 به وقوع می پیوندد، این یافته ها متضمن آن است که آثار مزمن غیبت پدر در اوان کودکی، در سالیان بعد آشکار می شود.

        «کاپلن» به این نتیجه دست یافته است که میان محرومیت در اوان کودکی (قبل از 2 سالگی) و افسردگی در سنین آتی همبستگی وجود دارد. همچنین تصریح کرده است که موارد محرومیت از والدین در بیماران روانی غیر افسرده بیش از میزانی است که در عموم مردم دیده می شود.

        «دورپت» در یافته است که در میان دو گروه که در یکی، افراد اقدام به خودکشی داشته اند و در دیگری خودکشی صورت پذیرفته است ، در هر دو گروه بیشترین افراد از خانواده های گسیخته بوده اند. طبق یافته وی در گروه نخست، مهمترین عامل، طلاق والدین بوده و در گروه دوم مهمترین عامل مرگ یکی از والدین بوده است.

        «لاورنس گرین» پروفسور دانشگاه استانفورد آمریکا در کتاب «ناتوانیهای یادگیری در کودکان» با 7000 کودک ناتوان یادگیری مشاوره نموده که حاصل آن همه مشاوره را در کتابش چنین آورده است : «اکثر ناتوانیهای یادگیری کودکان بر اثر جدائی والدین از همدیگر رخ داده و آثار زیان بخش بر روی فرزندان داشته است بطوریکه در بچه های طلاق، سطوح بالائی از ترس، غم، غصه، افسردگی، عصبانیت، اضطراب مشاهده می شود».

        پیشگیری از وقوع طلاق مبحث مهمی است که از حوصله مقاله ما خارج است اما آنچه که اهمیت دارد ارائه تاثیرات و توضیح عواقب ناشی از طلاق بر والدین است ، در جوامع پویا این آگاهیها قبل از ازدواج به جوانان داده میشود تا با بصیرت و مطالعه دقیقتر همسر آینده خود را انتخاب نمایند. نهایتا در صورت وقوع طلاق، والدین و دیگر مربیان کودک باید همت و عنایت بیشتری را روی اطفال طلاق که زمینه مناسبتری را برای آسیبهای رفتاری دارند داشته باشند.

        استفاده از مطالب این مقاله فقط با ذکر منبع آن بلامانع میباشد

        ادامه دارد

         

         

        فصل دوم

        آسیبهای رفتاری جوانان و راههای پیشگیری و درمان

        شکی نیست که باید از تمام علوم تجربی انسانی، تربیتی، روانی، بهداشتی، درمانی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و مذهبی برای ایجاد محیط سالم کمک بگیریم و برای ایجاد محیط سالم تلاش کنیم، محیطی که در آن کمال انسانی تجلی کند.

        در این راه، باید با علت و عوامل انحرافات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی مبارزه کنیم و باور کنیم که انسان منحرف[1] پیش از آنکه عامل انحراف باشد خود معلولی است گرفتار عوامل بیرحم ویرانگر دیگر.

        پر واضح است که اگر در این راه تنها به عدالت (کیفر) و آنهم به عدالتی لرزان بیاندیشیم به مرگ و نابودی و کیفر بیچارگان و از پا درآمدگان فرمان داده ایم و این پاسخ نیکو به فرمان الهی نمی باشد. در این صورت احسان را از عدالت جدا کرده ایم[2] ، چرا که احسان اصلاح و خیر عموم و تامین سعادت و رفاه و خوشبختی و اعتلای روانی جامعه است. احسان از خصائل و کمالات الهی است برای خدائی کردن و در راه خدا گام زدن و مسیر استکمالی پیمودن و به سوی مدینه فاضله شتافتن. بنابر این در این حرکت سعه صدر و پایداری و مردانگی و تعاون و نیکوکاری و ایجاد تحول همه جانبه اجتماعی، فرهنگی و اجرای برنامه های صحیح و دقیق برای بازسازی اجتماعی فرهنگی نسل سرگردان امروز لازم است. http://www.yaghma.iar.ir/

        در نگاه جدید، باید به پیشگیری از وقوع انحرافات و عواقب زیان آور آن و مخاطرات اجتماعی، از راه تحول همه جانبه اجتماعی و ایجاد دگرگونی در سیستم آموزش و پرورش و نظام اقتصادی و سیاسی و مدنی و اداری و خانوادگی و غیره بیاندیشیم. در این نگاه باید بکوشیم کسانی را که در اثر عوامل منحرف کننده به بسیاری از ویژگیهای انسانی پشت پا زده اند به خود آوریم تا حیاتی نو آغاز کنند و با اندیشه های والای انسانی اوج گیرند.

        باید بکوشیم تا ره گم کرده را با همدلی و ژرف نگری به خوبی بشناسیم ، استعدادها، امکانات، نیازها و حتی مسائل او را راهنمائی برای بازسازی اجتماعی او قرار دهیم، و راه شرافتمندانه زندگانی اجتماعی را به سوی او بگشائیم . همچنین با بررسی ویژگیهای او نه فقط به تنظیم برنامه هائی برای درمان او بلکه طرحی نو برای «آموزش و پرورش درمانی[3]» بدست آوریم. باید با درک مشکلات و معضلات که در جامعه او پدیدار شده و به نوبه خود علتی برای انحراف شخص و امثال او گردیده است با استفاده از روش آماری به مسؤلان امور هشدار دهیم و برنامه ای برای مبارزه مستقیم و یا غیر مستقیم با علل انحرافات عرضه نمائیم.

        خلاصه آنکه در برخورد با پدیده های فوق بر خلاف حقوق جزا نباید متکی به «سیاست کیفری[4]» باشیم بلکه با درمان فرد خاطی و اصلاح نقیصه های موجود اجتماعی و رفع تبعیضات قانونی و بیعدالتی ها و ایجاد تحول همه جانبه و تامین و تحقق آزادیهای قانونی فردی و اجتماعی، سازندگی اقتصادی توام با اقتصاد دموکراتیک و برخورداری همگانی از سرمایه ها و نعمات طبیعی ملی ، ایجاد سازمانهای رفاه و نیکوکاری عمومی، ایجاد مراکز تفریحات سالم و تنظیم برنامه های دقیق برای سرگرمی و رشد تربیت اجتماعی نوجوانان و جوانان در اوقات فراغت ـ مبارزه جدی با مواد مخدر و الکلیسم ـ نظارت دقیق بر مطبوعات به معنای وسیع کلمه (کتب ـ مجلات ـ روزنامه[5] یا معاشران به ظاهر خموش ولی در باطن چموش و غوغاگر ـ صدا و سیما ـ سینما و ویدئوکلوپها) ـ رشد همه جانبه استعدادهای مطلوب افراد به منظور تطبیق آنان با نیازها و ارزشهای جامعه امروز و حتی فردا ـ ایجاد فرصت برای بروز ابتکار و خلاقیت هر فرد تا انسانی با فرهنگ، انسانی هنرمند، انسانی اخلاقی و معنوی و انسانی برخوردار از انسانیت بارآید. انسانی که از انزوا و بی تفاوتی روبرتابد، گرایشی به اجتماع و مشارکت در آن پیدا نماید، آئین همکاری با دیگران و انسان دوستی را بیاموزد، انسانی که هنر زیستن و همزیستی مسالمت آمیز توام با تعاون را فرا گیرد، با فرهنگ و جلوه های عالی آن هرچه بیشتر مانوس گردد. ـ ایمانی عمیق و قوی از طریق تربیت صحیح مذهبی داشته باشد؛ زیرا انسان مؤمن، انسانی که مبدا و معاد با روشن بینی و نیروی عقل و استدلال ایمان پیدا کرد، دل را کانون خلوص و صفا و محبت نمود، از خود پرستی رسته به خدا پرستی پیوسته و به پایه مثل اعلای انسانیت رسیده، انسانی است نمونه ارزشها، خصلتها و سنتهائی که جوهر و فشرده آن در شعار طلائی: «پندارنیک، گفتارنیک، و کردارنیک» به میراث مانده است؛ شخصیتی است نیکوکار و چون کوه استوار و مصون از لغزش، در برابر هیچ نیروی مخربی اغوا نمی شود موجودی است آزاد که فقط در برابر معبود سرمدی سرفرود می آورد و برای رسیدن به سعادت ابدی به هیچ مذلت و خواری و گمراهی تن در نمی دهد. انسانی است که به جای سلطه جوئی به گسترش و شکفتگی و اعتلای نفس خود راغب است، انسانی است حساس، با عاطفه، با اراده، متفکر، خلاق، با خود و دیگران صادق و سازگار، خواستار همبستگی برادرانه با دیگران، دوستار جمع، انسانی است که خود را می شناسد، به ارزشها و مقدسات ملی و اجتماعی احتـرام می گذارد، جویای کمال است و عاشق فضیلت و خیر محض.

        اینست آن راه مستقیم که برای جامعه انسانی در قالب حکومت اسلامی آرزومندیم. (اهدنالصراط المستقیم).

        عوامل انحراف: 

        انحرافات میتواند علت و عوامل گوناگونی داشته باشد وهر عاملی میتواند آثار متعددی برای انحراف انسانها در پی داشته باشد، بطوریکه عوامل انحراف بر حسب زمان و مکان مختلف ممکن است نتایج متفاوتی پدید آورد.به تعبیر دیگر هر عامل ممکن است موجب پیدایش انحراف خاص شده و در عین حال نقشی عام داشته باشد، همچنین هر عامل ممکن است با چند عامل دیگر نقش مؤثر و قطعی داشته و به صورت علت درآید و بروز انحرافات را حتمی سازد.

        عوامل ممکن است فردی یا بیولوژیک، روانی،محیطی و یا اجتماعی باشد[6]، اما میزان پذیرش انحراف و آمادگی اشخاص برای ارتکاب تخلف بستگی به شخصیت هریک از آنها دارد، و شخصیت افراد اعم از جسمانی و روانی، ذاتی و اکتسابی هریک در تشکیل و تحریک احساسات و رفتار و کردارش نهایت تاثیر را دارد.

        در طبقه بندی عوامل انحراف میتوان عوامل داخلی یا فردی و عوامل بیرونی یا اجتماعی را مد نظر قرار داد. که عوامل اول در واقع عوامل آماده کننده یا عوامل معد (مکرر[7]) و عوامل دوم که به منزله جرقه های ناچیزی است که به انبار باروت میرسد و موجب انفجار می گردد.عوامل ایجاد کننده یا عوامل موجبه نامیده می شوند که در بروز تخلفات و جرائم اجتماعی و امنیتی نقشی تعیین کننده و قاطع دارند.

         

        تلقین پذیری

        زندگی انسان در مراحل متمایز کودکی، برنائی (نوجوانی ـ جوانی)، پختگی و پیری میگذرد. این مراحل چند گانه از دیدگاههای زیست شناسی و روانشناسی و جرم شناسی دارای ویژگیهای مربوط به خود می باشند که در بررسی رابطه سنین و انحرافات مطمح نظر می باشد.

        یکی از عوامل مهم در انحرافات منشی جوانان و نوجوانان «تلقین پذیری» است چرا که اعمال کنترل در این سنین هنوز به قدر کافی رشد و آمادگی نیافته است لذا پیش بینی عواقب اعمال در این طیف و مقاومت در برابر جذبه ها و تحریکات جهان خارج بسیار کم و ضعیف می باشد. جوانان و نوجوانان به اقتضای طبع در زمان حال زندگی می کنند و در آنها میل به تقلید بسیار زیاد است. البته باید قوانین این محرک روانی را مسلم دانست. جوانان از محیط جدا و از تاثیر آن بر کنار نیستند. اما لازم است اهمیت قابل ملاحظه ای که سرمشقها و نمونه ها در تحریک هیجانی آنها دارد مد نظر باشد، چرا که این طیف حسب تقویم سنیشان به عینیت دادن خود بر سرمشقها و نمونه ها یا یکسان سازی خود با آنها نیازمندند.

        مشکلات بلوغ نوجوانان

        بلوغ دوره بحرانی رشد شخصیت است. و یا آغاز دوره توانائی و ابراز شخصیت است. و ظهور آن ، حادثه مهم و ناگهانی تحول حیاتی است که نوجوانان را غافلگیر می کند و موجب تحیر و اضطراب آنان می گردد و ممکن است منجر به بروز وسواسها و اختلالهای روانی گردد.

        روانشناسان این سالها را دوران تراکم و تغییر ناگهانی عواقب و کشمکشها و ناسازگاریها و دوره طوفان و تنش نامیده اند. البته برخیها نیز این دوران را شکفتگی و باروری استعدادها و خلاقیت انسانی نامیده اند که با پاکی اندیشه و سلامت نفس توام است . برخی دیگر آن را واکنش چندین سال اثری دانسته اند که جامعه بر فرد گذاشته است. و مطالب دیگر که البته تعاریف ارائه شده منافاتی با یکدیگر ندارند.

        «معیارهائی که موقعیــت اجتماعــی آدمی را در سنین کودکــی برای آینـده پیش بینی و تعیین می کرده اند عدم قاطعیت خود را بروز می دهند و با بروز بلوغ دستخوش تغییر و تبدیل می شوند. نفوذ اجتماعی خانواده و تعلیم و تربیت و وضع مالی و انتظارات شغلی، جانشین مهارتهای کودکانه ای می گردد که روزگاری وی را به داشتن مقام اجتماعی مطمئن می ساخت. وی کودک دیروزی نیست بلکه انتظارات جامعه از وی قبول مسؤولیت و اتخاذ تصمیمات مستقل و جدی است.»[2]

        در جوامعی که از سازمان فرهنگی و اجتماعی مترقی برخوردارند جوان نورس بدون اختلال عاطفی نامناسب مقام شخصی بالغ را احراز می کند. مثلا در اجتماعی که کودک برای مقابله با مسائل گوناگون و تغییر موقعیت خود آماده می شود نقشهای اجتماعی مناسب و موزون برای جوانان موجود است دلیلی برای بروز مشکلات غیر عادی در این دوران که تغییرات عاطفی و جسمی رخ می دهد وجود ندارد.

        والدین باید توجیه شوند که فرزندانشان در برابر حدوث معمای بلوغ قرار گرفته یا خواهند گرفت که ذهن آنها به تنهائی قـادر بـه گشـودن آن نخواهد بود برای روشن شدن و پرده بر داشتن از روی این راز آفرینش چاره ای جز این نیست که یا به والدین رو آورند یا از یکی از دوستان بزرگتر از خود استمداد نمایند که احتمالا چندان مورد اعتماد نباشد و از این بی خبری نوجوان سوء استفاده نماید و یا به کتب و شبکه های ممنوعه، اگر در دسترس باشد، مراجعه نماید.

        در انحرافات و بلوغ هیچگونه رابطه قطعی و پیش بینی شده ای وجود ندارد. آنچه که در این موقعیت در فکر نوجوان راه می یابد از ضعف اطلاعات اوست و بی دقتی و بی توجهی والدین و کوچکترین غفلت و کمترین ناسازگاری و ناجوری محیط خانواده می تواند زمینه ای برای نمو و رشد افکار و اعمال ناشایست گردد

        طبیعی است که والدین همگی برای آموزش فرزندان خود فرصت یا آمادگی لازم را ندارند لذا ضرورت ایجاب میکند این امر به عهده مربیان منزه و پاکدل و برخوردار از سلامت نفس گذاشته شود که به موقع مقتضی ضمن برنامه جامع الاطراف و بررسی شده با استفاده از وسایل سمعی و بصری و با منطقی ساده و بدون تحریکات، اطلاعات کافی و مفید درباره بلوغ و آثار ناشی از آن به پسران و دختران داده شود.

        این امر مهم بر عهده وزارت آموزش و پرورش است که با استفاده از متخصصان روانشناسی و زیست شناسی و بهداشت و جامعه شناسی طرحی برای کیفیت و کمیت این برنامه و نحوه اجرای آن و آماده ساختن مربیان برای تدریس و تهیه وسایل مورد نیاز (فیلم، عکس...) اقدام نماید.

        موریس دبس،می نویسد: «بلوغ ارزش است... مطالعه بلوغ به کمک روشهای علمی زیست شناسی و روانشناسی و جامعه شناسی نشان می دهد که این دوران سرشار از هر نوع امکانات برای جوانان است و سرنوشت آنان تعیین می شود و زندگی انسان خیلی فعالانه تر از هر دوره ای، در این زمان طراحی و تهیه می گردد.... جوانی ارزش ویژه ای دارد، نمایش نوعی زندگی است که برای خود زیبائی و عظمتی دارد و می تواند تکامل آینده آدمی را رهبری کند... جوانی ارزشی است که می تواند طرز تفکر ما را در باره زندگی عمیقا تغییر دهد.... برنائی باید در درجه اول، عنصر پویای جامعه را تشکیل دهد، چشمه شادابی هیجان و نیرو باشد، حرارت آن باید جامعه را از رکود و جمود باز دارد زیرا برنائی نه فقط مانند سن کمال و پختگی از تغییر متنفر نیست بلکه خواهان آن است»[3]

        برنائی نوگرائی و پرستش زیبائی است «یک حرکت زیبا و یا اینکه ظرافت و زیبائی استدلال برای اثبات مطلبی، جوانان را مجذوب میکند آنان اخلاق و حقیقت را خارج از حدود زیبائی نمی پندارند... برای جوانان تعاون به صورت نوعی فداکاری، احسان شکلی از ترحم، شکیبائی و بردباری که در جوانی بسیار دشوار است، نوعی سخاوت جوانمردانه است شرافت نقطه درخشانی از مناعت شخص است، به راستگوئی و به شجاعت تا بدان پایه که انسان خود را برای هدفی که دوست دارد فدا کند، از ارزشهای جوانی است.»[4]

        نهایتا جامعه میتواند با برنامه ریزی صحیح و مناسب ، جمعی، سازنده، آموزنده، تفریحی، ذوقی، هنری، و حتی سود آور برای ساعات فراغت جوا